يك دستور زبان قديميتر پالي مربوط به زماني نامعلوم. واژهنامهٴ پالي هم مانند سرمشقهاي سانسكريتي آن منظوم بود.
در اين اثنا، برجستهترين عالم سانسكريتي قرون وسطا، به نام هماكاندراي جايني در قلمرو پادشاهي آنهيلواذ در مغرب هند برآمد. او يك دستورزبان سانسكريتي ــ كه بهترين آن در قرون وسطا بود ــ و رسالههاي دستوري ديگر تأليف كرد. ولي كارش در مقام لغتنويس از اين هم مهمتر بود، او سه واژهنامه نوشت، دو تا به سانسكريتي و يكي به پالي.
9. چين. فا يون در 1157، واژهنامهٴ سانسكريتي به چيني اصطلاحات بودايي را تأليف كرد. فان چئنگ ـ تاي جغرافيدان مجموعهٴ كوچكي از قافيهها را گرد آورد.
يه. نتيجه
كارهاي بزرگ
ممكن نيست كسي اين شرح مختصر مربوط به تفكر علمي در نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم، را بخواند و نتواند دريابد كه جهان كوچك ما در آن روزگار چه وسعت و پيچيدگي يافته بود. مسلماً آنچنان پيچيده بود كه موجب حيرت ميشود و براي عرضهٴ ويژگيهاي آن سادهسازي ديگري لازم است. اول بهتر است ببينيم كارهاي بزرگ در چه زمينههايي صورت گرفت.
پيش از همه، بر فراز سر مترجمان شخصيت عظيم ژرار كرمونائي، و پس از او، هرچند خيلي كوچكتر، بورگونديوي پيزايي را ميبينيم. اين دو كمك ميكنند تا بهخاطر آوريم كه سرچشمههاي عمدهٴ معرفت عربي و يوناني بود. عربي سيطرهٴ فوقالعادهاي داشت. بيشتر معلومات ــ عربي و يوناني ــ كه بهعربي در دسترس بود، مستقيماً بهلاتيني ترجمه شد، برخي ديگر از طريق ترجمه از عربي به عبري و از عبري بهلاتيني وارد جهان لاتيني گشت، چندتايي هم از يوناني ترجمه شد، و بالاخره تعدادي هم از طريق ترجمهٴ عربي بهلاتيني و لاتيني بهعبري در اختيار يهوديان قرار گرفت. پيچيدگي اين مبادله را ميتوان با علائم زير به صورت واضحتري نشان داد، كه هر يك براي يكي از زبانها اختيار شده است:
1) ع ــ ل
2) يو ــ ل
3) ع ــ عب ــ ل
4) ع ــ يو ــ ل
5) ع ــ ل ــ عب
ولي بهخاطر داشته باشيم كه ترجمههاي اولي در سدهٴ دوازدهم، بهتنهايي مهمتر از مجموع ساير ترجمهها بود. همچنين توجه داشته باشيم كه انتقال مورد اول، سومين موج معارف عربي